سرخط خبرها

محیط زیست و منابع طبیعی از شعار تا واقعیت

مشکلات و آسیب های جدی در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست که باید وجدانهای خفته را بیدارکند چیست؟

به گزارش یکدلان ، تفاوت علوم قرآنی با سایر علوم مادی بشری در این است که در قرآن کریم به موضوع انسان به عنوان یک واحد کلی که در برگیرنده تمامی جوانب  و شاخص های مرتبط با زندگی اوست پرداخته شده،در صورتی که در علوم دیگربه هریک از شاخص های دیگر به صورت مجرد نگریسته شده است.

بنابراین می توان گفت از نگاه اسلامی هر انسان با جوانب مختلفی از علوم مانند: اخلاق،فلسفه و اقتصاد مرتبط است. در این راستا  آنچه که تأثیر و تاثر انسان را با محیط خود شکل می دهد بن مایه علوم جغرافیایی را تشکیل می دهد. ارتباط انسان با آب،خاک،گیاه ،زمین و هوا در زندگی یک رابطه در هم تنیده است.بشر از زمان پا نهادن بر روی کره زمین در اندیشه  بهره برداری از توانهای محیطی و اقلیمی بوده و به قدر نیاز خود از آن بهره جسته است، اما بروزتفکر قلمرو خواهانه و زیاده طلبی های افراطی،نگرش او را به مسئله محیط زیست و منابع طبیعی کاملا تغییر داده است.انگار همین بشر  مدرن تکلیف دارد  در طول مدت زیست خود،تمام محیط زیست  و امکانات طبیعی  را به تسخیر در آورده و از نگاه او منابع تجدید شونده  و تجدید نشونده ای که .برای نسل آینده بشر به ودیعه گذاشته شده ،طنزی بیش نیست.و جالب آنکه بیشتر منازعات ژئوپلیتیکی بر این مدار قرار گرفته است.

نه تنها بشر فعلی خود را پاسدارواقعی محیط زیست و منابع طبیعی نمی داند،بلکه نهادهای دولتی که رسالت قانونی بر حفظ آنها دارند، با بی تفاوتی تمام و به سادگی از این پدیده گذر می کنند و هیچ عزم راسخی نه تنها برای توسعه پایدار و آمایش سرزمینی بلکه برای سالیان آینده و جمعیت ساکن نیز هیچ برنامه و چشم اندازی را تدوین نکرده اند و باید به این رنجنامه افزود:آنچه که در رسانه ها دیده می شود، میزگردهایی بی خاصیت ،کلمات غیر کاربردی و غیر تخصصی و بروکراسی زائد اداری و دیوان سالاری نمایشی است که چندین سال است شکل یافته است.

از نگاه علمی بر پایه جغرافیایی،چهار اولویت :حفاظت ،احیاء توسعه و بهره برداری اصولی از منابع طبیعی در راستای رسیدن به توسعه پایدار به عنوان تکلیف اصلی است که نه تنها بر عهده ادارات ذیصلاح دولتی،بلکه بر دوش اقشار مختلف مردم است که تحت عنوان همیار طبیعت در سنین و صفوف مختلف نقش محوری را ایفاء خواهند کرد.

اما مشکلات و آسیب های جدی در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست که باید وجدانهای خفته را بیدارکند چیست؟که به برخی از آنها اشاره می شود:

  • هنوز محیط زیست مسئله اصلی مردم نیست با وجود اینکه اگر به روند ده ساله گذشته نگاه می شود و با وجود اینکه با افزایش حساسیت های مردمی و تعداد سازمان های مردم نهاد(سمن ها) مواجه هستیم،(به عبارتی از ۴۰۰سمن در سال ۹۲ به ۸۰۰ سمن  در حال حاضر رسیده )و در کنار آن رسانه ها ، روزنامه ها و خبرگزاری هانیز در این مقوله فضائی را اختصاص و به ایجادصفحه و ستون هایی را برای تبیین اهمیت  محیط زیست و منابع طبیعی پرداخته اند، لیکن بحران های محیط زیستی با شتاب گسترده ای در حال افزایش و صعود هستند.
  • ظرفیت زیستی سرزمین ایران به پایان رسیده ،ویرانی جنگلها به عنوان ریه تنفسی سرزمین از ۱۹ میلیون هکتار به ۱۲ میلیون هکتار ،افت شدید سطح آبهای زیر زمینی، بحران آلودگی و بحران تنوع زیستی،به مرحله ملموس تری رسیده است. حال آنکه بحران ریزگردها،خشک سالی و تشدید بیابان زایی را نیز باید به این فصل مشترک اضافه کرد.
  • افت سطح آب زیر زمینی در بسیاری از دشت های باز و بسته کشور پدیده نشست زمین(subsidence) و بیابان زایی(desertification) را سبب شده است..بیابان زایی فرآیندی است که در اثر تخریب سرزمین به وجود میاید.و صرفا هجوم شن های روان نشان دهنده بیابان زایی نیست وقتی درجه شوری خاک(soil salinity) افزایش پیدا

می کند،حاصلخیزی خاک کم ،سطح آب زیرزمینی پایین و نشست زمین ایجاد می شود.روستاها متروکه و پدیده مهاجرت را افزایش وهمین روستاها  تبدیل به خانه سالمندان می شود،چرا که جوانان برای یافتن شغل جایگزینی برای کشاورزی ،جوامع روستایی را رها می کنند.

تمام این آلام محیطی ،افت کارائی سرزمین و یکی از نشانه های بیابان زایی است. شایان توجه است اصل بیابان زایی به معنای گسترش فیزیکی بیابان ها نیست بلکه  مفهوم جامع تری به معنای تخریب سرزمین را شامل می شود و صرفا برای بیابان زایی اکتفا کردن به کمربند سبز و…کافی نیست.چراکه بیابان زایی هم اکنون چهره پیش رونده ای در جنگل های خزر،ارسباران  و سهند و سبلان را برخود گرفته و بسیار در دآور است که غول بیابان زایی در آینده کیفیت زندگی ما را در سرزمین متأثر خواهد ساخت.

از مناطق متأثر از بحران افت سطح زیرزمینی،استان همدان است که بحران اجتماعی مهاجرت روستا نشینان به حومه شهرها وبروز پدیده حاشیه نشینی را سبب شده است .متأسفانه عدم مکان گزینی صحیح در احداث نیروگاه شهید مفتح و حفر چاه های عمیق(۲۲ حلقه) باعث فشار بر لایه هیدرولیک زمین ومسبب  ۲۴فروچاله  در دشت های استان به دلیل برداشت غیر اصولی آب از منابع زیر زمینی است، که احیاء آن نیز متأسفانه غیر ممکن خواهد بود.در این میان باید به تراز منفی سفره آب زیر زمینی استان نیز اشاره کرد که با وجود ذخیره ۲۲۴ میلیون متر مکعب ذخیره آب استان ،سالانه ارتفاع سطح سفره آب زیرزمینی یک متر کاهش پیدا میکندبه طوریکه در دشت کبودر آهنگ ۴۰ متر،همدان ۲۰ متر،رزن و قهاوند ۲۲ متر،ملایر ۲۳ متر،نهاوند ۱۲ متر،تویسرکان ۱۷ متر و اسد آباد ۲۴ متر کاهش سطح داشته اند که عمده دلیل افزایش هدر رفت آب در بخش کشاورزی،حفر چاه های غیرمجاز و.نتیجه چنین بحرانی،پدیده بیابان زایی و افزایش چشمه های گرد و خاک خواهد بود.

۳)یکی از بحرانهای کشور،بحران خاک است.اگر نگاه کارشناسی به پدیده پدولوژی(خاک شناسی)کشور ایران داشته باشیم خاک درجه (۱) که بهترین خاک برای کشاورزی است تنها ۱۰ درصد خاک های کشور را تشکیل می دهد. حال آنکه جابجایی این خاک تقریبا ۳ برابر متوسط آسیا ، و به دو میلیارد تن در سال می رسد که ارزشی معادل ۵۶۶ میلیارد دلار در سال دارد. در علم خاک شناسی برای تشکیل یک سانتیمتر مکعب خاک،زمانی بالغ بر ۲۰۰ تا هزار سال زمان لازم است و جالبتر آنکه کمتر کشوری در کره خاکی وجود دارد که حاضر باشد خاک خود را به کشور دیگری صادر کند.

۴)بحران جدی هوا در این فرآیند را نباید از نظر دور داشت..آلودگی هوا بسیاری از کلانشهرهای ایران را درگیر خسارتی بالغ بر ۸ میلیارد دلار در سال کرده است حال آنکه .مرگ بر اثر آلودگی هواکه چهار برابر مرگ بر اثر ابتلا به ایدز است.

باید به این آمار افزود .متاسفانه ماهیانه حدود ۲۵۰ نفر از هم وطنان ما قربانی  آلودگی هوا می شوند.

۵) از دیگر بحران هایی که با آن دست به گریبان هستیم،بحران تنوع زیستی(biodiversity) است.متأسفانه بسیاری از گونه های جانوری و گیاهی ما در معرض انقراض قرار گرفته و ۹/۰ اندوخته های جانوری ارزشمند کشورمان شامل: کل،بز و قوچ و میش و گوزن و شوکا و آهو در طول ۵ سال گذشته کاهش پیدا کرده است.از دلایل عمده انقراض می توان به تخریب زیستگاه ها،بهره برداری بیش از ظرفیت آلودگی و حضور گونه های غیر بومی اشاره کرد.

از دست رفتن جنگل ها یکی از محرک های اصلی فقدان گونه ها و جایگزین کردن تولید نیشکر و کائوچو همچنین خشک شدن تالاب ها به دلیل خشکسالی و زهکشی و تبدیل به زمین کشاورزی،مشاغلی نظیر معدن کاری،تجارت غیر قانونی حیات وحش برای دام و یا غذا و تزئین و استثمار بیش از حد گونه ها مسئله ای بحرانی در حفظ منابع طبیعی است.

چه باید کرد؟

۱) برداشتن قوانین دست و پا گیر از سازمان های مردم نهاد و وضع قوانین برای حضور و مشارکت موثر مردم در حوزه حفاظت منابع طبیعی و محیط زیست

۲) جریان آزاد و اطلاع رسانی در محیط زیست باید افزایش پیدا کند.مردم بایدبی واسطه  و مستقیم مشکلات و نارسائی های زیست محیطی را به نهادهای قانونی اعلام نمایند.

۳) نهاد آموزش و پرورش باید به سمت  گسترش مدارس طبیعت و مدارس محیط زیستی برودواگر بناست اتفاقی پایدار در حوزه محیط زیست بیفتد باید سواد محیط زیستی و منابع طبیعی را در توده مردم افزایش داد.

۴)مدارس طبیعت باید نسلی پرورش دهد که عاشق محیط زیست و منابع طبیعی  کشورش باشد.چنین نسلی اگر مسئولیتی را در مقطعی بر عهده بگیرد دیگر بر سر ارزش های محیط زیستی معامله نمی کند. در واقع ارزش های محیط زیست و منابع طبیعی فضیلت ژئوپلیتیکی برای او ایجاد میکند.

باید نگاه به پدیده محیط زیست و منابع طبیعی  همتراز با وطن و مذهب آحاد ملت تلقی شود . در این صورت است تا بتوانیم شاهد مهار بسیاری از جریان های مخرب محیط زیست و منابع طبیعی کشور باشیم.اگر فضیلت ژئوپلیتیکی به معنای تبدیل به فرهنگی شود که ساکنین سرزمین ،سرزمین خود را خانه خود بدانند و بشناسند و عاشقش باشند،به ملاحظااتش اشراف پیدا کنند، دیگر زباله های خود را از خودرو به بیرون پرتاب نمی کنند. ما هنوز نتوانسته ایم عشق  وعلاقه به سرزمینمان را در وجود خودمان نهادینه کنیم و نتوانستیم نشان دهیم که سرزمین ما مثل خانه ما حرمت دارد.تا جایی که بتواند از خودروهای عمومی استفاده کند.هرگز لب به سیگار و مواد دخانی  نزند.هرگز از کیسه های پلاستیکی استفاده نکند هرگز به حیاط وحش سرزمینش شلیک نکند،حیوانات را آزار  ندهد و طبیعت را آلوده  نکند.

اطلاعات عددی مندرج در این یادداشت به صورت پیمایشی و. در نزد نگارنده  محفوظ است…

داود بهادری