انتقاد واجب است

همه به خوبی به یاد دارند بر روی دکور مناظره های انتخاباتی سال ۹۲ فرازی از سوره زمر بر فراز دکور صحنه منقش شده بود:فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه پس بندگان مرا بشارت ده ،همان کسانی که سخنان را می شنوند و از بهترین آنها پیروی می کنند.

به گزارش یکدلان ،دانشجوی دکتری ژئوپلیتیک ،داوود بهادری  : همه به خوبی به یاد دارند بر روی دکور مناظره های انتخاباتی سال ۹۲ فرازی از سوره زمر بر فراز دکور صحنه منقش شده بود:فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه پس بندگان مرا بشارت ده ،همان کسانی که سخنان را می شنوند و از بهترین آنها پیروی می کنند.

زبان عربی ساختار بسیار قوی دارد.کسانی که کم و بیش با این زبان آشنا هستند به خوبی می دانند در کلمه استماع نکته پر اهمیتی وجود دارد که در سماع نیست.شنیدن سخن دیگران ،با آن صورتی که ناخواسته سخن دیگری به گوش می رسد،تفاوت دارد با آنکه فرد گوش فرا می دهد و نقد و بررسی نیز می کند.تمام پیامد های خوب و بد و زشت و زیبای  سخن را می سنجد سپس دست به گزینش می زند.به هنگام برگزیدن نیز میان خوبها و خوب ترها به گونه ای ارزیابی می کند و در پایان با آگاهی و بررسی همه جانبه سخن نیکوتر،پیشنهاد به واقع نزدیکت و طرح و برنامه خردمندانه تر را بر می گزیند.

در آموزه های دینی ،نقد رفتار،اعمال و نیات روزانه موجب آرامش و اکتسابی بینش مثبت و شهامت خود باز نگری و به تبع آن رضایت شخصی و بروز رفتارهای نیکو را سبب خواهد شد.

در پدیده های اجتماعی،سیاسی و در منظومه مدیریتی (در طراز اسلامی و انقلابی)،برخی نگاه علمانه ای به فلسفه نقد ندارند که به طور عمده زاییده روح تبختر ،خود شیفتگی و تصور قطب بودن از خود است.

استبداد رای و احساس محوریت و مطلق اندیشی درعلوم  شیوه ها وفنون تصمیم گیری سیاسی عدم بهره گیری از تجارب دیگران و به هدر دادن سرمایه های فکری و انسانی و متعاقب آن از بین رفتن روحیه خلاقیت و نوآوری در کارها می شود .حال آنکه جدایی و بیگانگی از طبقات اجتماعی را باید به این محصول افزود.

در نگاه جغرافیای سیاسی هر کشور از سه موالفه :حکومت،ملت و سرزمین تشکیل یافته و یکی از مهمترین ابعاد حکومت مدیر اجرایی کشور یا دولت است که در تعامل محوری با ملت،به منظور اجرای بهینه امور و نیل به چشم اندازها و اهداف ،ماهیت انتقاد از عملکرد دولت در قالب احزاب و گروههای سیاسی شکل می گیرد.حال آنکه خود این سامانه ظرفیتی مثبت برای دولت ها و ساخت سیاسی کشور است.به نحویکه احزاب ،مطالبات و انتقادها را از جریان ملت گرفته وبه دولت منعکس خواهد کرد. چنین فرآیندی ضعف ها و کاستی ها را مشخص و آبادانی بیش از پیش سرزمین را رقم خواهد زد.

آنچه در فضای رسانه ای فعلی می بینیم نپذیرفتن انتقاد و عکس العمل منفی در این موضوع خاص است که به نظر  می رسد ناشی از مبانی نظری و فکری حاکم بر دولت است.چه بسا با بهره گیری  از همین بنیاد فکری درک عالمانه ای از این واقعیت شگل نگرفته و به منتقدین  برچسب  بی عقلی یا کم عقلی و دیوانگی زده می شود.

تجربه متواتر دو دوره از دولت در برخورد با فلسفه نقد،مملو از تناقض گویی افراطی است. در جایی سفارش به صبر و متانت و پرهیز از هتاکی و خس و خاشاک خواندن ،در جایی تولید گزاره غیر دینی به نام پیشی گرفتن فرهنگ انتقاد حتی به قیمت انتقاد از معصومین(ع)و در جایی دیگر بی عقل خواندن توده منتقدین است که می توان از آن به عنوان سند گویایی برای عدم پذیرش نقد سازنده مطرح کرد.

دولت  با اشتباه راهبردی در این مسائل و گزینش ادبیات پارادوکس غافل است از اینکه اتخاذ چنین رویه ای کاهش سرمایه های اجتماعی و اعتماد و اعتبار بخشی مردم به عملکرد دولت را در پی خواهد داشت.

با ذکر تمام مسائل و موضوعات و نقد رویه انتقاد ناپذیری دولت توجه خوانندگان را به چند ملاحظه جدی و اساسی جلب می نمایم.

۱)دولت اصل استماع و  فیتبعون احسنه را می بایست نصب العین خود قرار داده و برای پیشبرد اهداف متعالی نظام و مطالبات رهبری و مردم،آن مجهولات را کشف و راههای بهره برداری از امکانات و سرمایه های مادی و معنوی را بهتر درک نماید.چرا که انتقاد پذیری از ناقدان خالص،مورد اعتماد ،درد شناس و دارای معرفت در مسائل مورد نقد،چه بسا مورد بهبود سیستم و بهره وری هر چه بیشتر کارکردها خواهد شد.

۲)آنچه را که باید مطمح نظر قرار داد این است که نظام ما بر اساس اصل جغرافیای سیاسیnation stateملت پایه و لاجرم ملت و رضایت ملت جزء لاینفک آن به شمار می آیند.

به استناد این فرمایش حکیمانه امام راحل که  فرمودند:ملت باید همه شان ناظر امور باشند.اظهار نظربکنند در مسائل سیاسی در مسائل اجتماعی و در مسائلی که عمل می کند دولت،

بی شک وجود سرمایه هایی از لایه های مختلف اجتماعی برای تحلیل و ارزیابی و بیان انتقاد ،اصلی مرجح . قابل توجه است.چرا که تنها دولتهای  خودکامه و تحمیلی هستند که نظر هیچ ناظر و نقد هیچ منتقدی را نمی پذیرند و با نخوت تمام در جهل خود پافشاری می نمایند.

۳)همه دولتهای مستقر در کره زمین به یک اصل غیر قابل انکار معترفند که مبنای حکومت و دولت نظام اسلامی ایران بر پایه دموکراسی و مردمسالاری دینی است.فارغ از اصطلاح شناسی دم.کراسی که  به نام حکومت مردم بر مردم تعبیر و تفسیر میشود،حاکمیت مطلق قانون را نباید از تاویل مفهوم دموکراسی از نظر خود به دور داشت.در جایی که عمل به قوانین با سستی و ضعف صورت می گیرد،وجود منتقدین در مسیر انتقاد نه تنها لازم بلکه امری محتوم و ضزوری است.

۴)توصیه به دولت اسلامی تمرین مشی اسلامی در پذیرش نقد منتقدین و اتخاذ رویکردی عالمانه در جبهه نقد است.آنچه به طور عمده در بازار انتقاد از دولت وجود دارد و متاسفانه عزم راسخی در مرتفع نکردن این مشکلات وجود دارد عبارتند از:بالا بودن شاخص فساد اقتصادی،عدم حمایت از  تولید کنندگان و بنگاههای اقتصادی ،اعتماد به غرب و عدم واکنش صحیح در لحظات حساس ،عدم توجه به رفع مشکلات اشتغال،قاچاق کالاهای غیر ضرور،توجه ناکافی  به حل آسیب های اجتماعی،ضعف ستاد مقابله با بحران در مقاطع حساس

با آرزوی اهتزاز پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی بزر فراز قلل خاکی

داود بهادری

دانشجوی دکتری ژئوپلیتیک